آموزش کامل ساختارهای causative برای بیان کاری که توسط دیگری انجام میشود
ساختارهای causative برای بیان این مفهوم استفاده میشوند که ما کاری را به جای اینکه خودمان انجام دهیم، توسط شخص دیگری انجام میدهیم. این ساختارها بر این نکته تأکید دارند که ما باعث انجام شدن کار میشویم، بدون اینکه لزوماً خودمان انجامدهنده کار باشیم.
توسط دیگری
خدمات حرفهای
به متخصص
| ساختار | فرمول | مثال | ترجمه |
|---|---|---|---|
| Have something done | Have + object + past participle | I had my car washed. | ماشینم را شستشو دادم (توسط دیگری). |
| Get something done | Get + object + past participle | She got her hair cut. | موهایش را کوتاه کرد (توسط آرایشگر). |
| Have someone do something | Have + person + base verb | He had the mechanic repair his car. | او از مکانیک خواست ماشینش را تعمیر کند. |
| Get someone to do something | Get + person + to + base verb | I got my brother to help me. | برادرم را وادار کردم به من کمک کند. |
1. برای خدمات حرفهای: وقتی کسی را برای انجام کاری استخدام میکنیم.
I had my house painted last week. (هفته گذشته خانهام را رنگ کردم [توسط نقاش].)
2. برای تجربیات منفی: وقتی چیزی بد یا ناخوشایند برایمان اتفاق میافتد.
He had his wallet stolen yesterday. (دیروز کیف پولش دزدیده شد.)
3. برای وادار کردن کسی به انجام کاری: وقتی کسی را متقاعد میکنیم کاری را انجام دهد.
She got her son to clean his room. (او پسرش را وادار کرد اتاقش را تمیز کند.)
4. برای واگذاری کار به متخصص: وقتی کاری را به شخصی که در آن تخصص دارد میسپاریم.
We had a plumber fix the leak. (我们从 لولهکش خواستیم نشتی را تعمیر کند.)
بیانگر ترتیبی است که ما میدهیم و معمولاً برای خدمات حرفهای استفاده میشود.
I have my car serviced every year. (من每年 ماشینم را سرویس میکنم [توسط مکانیک].)
بیانگر تلاش بیشتری برای ترتیب دادن کاری است و گاهی غیررسمیتر است.
I need to get my passport renewed. (من باید پاسپورتم را تمدید کنم [با تلاش برای ترتیب دادن].)
I have my clothes dry-cleaned every month. (من هر ماه لباسهایم را خشکشویی میکنم.)
She gets her nails done every two weeks. (او هر دو هفته一次 ناخنهایش را مانیکور میکند.)
We had our roof repaired after the storm. (ما بعد از طوفان سقفمان را تعمیر کردیم.)
He got his computer fixed yesterday. (او دیروز کامپیوترش را تعمیر کرد.)
I will have my eyes tested next week. (هفته آینده چشمهایم را آزمایش میکنم.)
They are going to get their house painted soon. (آنها به زودی خانهشان را رنگ خواهند کرد.)
I've had my bike stolen twice this year. (امسال دو بار دوچرخهام دزدیده شده است.)
She's gotten her hair dyed three times. (او سه بار موهایش را رنگ کرده است.)
برای زمانی که کاری توسط شخص دیگری انجام میشود.
I had my watch repaired. (ساعتم را تعمیر کردم [توسط تعمیرکار].)
She got her dress made by a tailor. (او لباسش را توسط خیاط دوخت.)
برای زمانی که از کسی میخواهیم کاری برایمان انجام دهد.
The manager had his assistant prepare the report. (مدیر از دستیارش خواست گزارش را آماده کند.)
I'll have the translator explain the details. (从 مترجم خواهم خواست جزئیات را توضیح دهد.)
برای زمانی که کسی را متقاعد یا وادار به انجام کاری میکنیم.
I got my friend to lend me some money. (دوستم را متقاعد کردم مقداری پول به من قرض دهد.)
She got her children to clean their rooms. (او بچههایش را وادار کرد اتاقهایشان را تمیز کنند.)
گزینه صحیح را انتخاب کنید:
جملات زیر را با شکل صحیح فعل در پرانتز کامل کنید: